تبليغاتX
در عطش قدحی عنایت

در عطش قدحی عنایت



دلم گرفته خدا جون، کجایییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در یکشنبه 17 مهر1390ساعت13:32 توسطکبوتر حرم|


شکسته قلب من








خدایـــــا عاشقان را با غم عشقت اشنا کن   
  
                                               زغم های دگر جز غم عشقت رها کن

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری       

                                                شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

خدایـــا بی پنــــــــاهم زتـوجــزتونخــواهم      

                                              اگر عشقت گناه است ببیــن غرق گناهم

دو دست دعا فرا برده ام به سوی اسمان ها     

                                              که تا پر کشم به بال غمت در کهکشان ها



+نوشته شده در چهارشنبه 4 خرداد1390ساعت23:7 توسطکبوتر حرم|


شهادت مادرم زهرا افسانه نیست....

 

این پای را بگو از ارتعاش بایستد ، این دست را بگو که دست بدارد

 

 از این لرزش مدام ، این قلب را بگو که نلرزد ، این بغض را بگو که نشکند

 

 و اشک از ناودان چشم نریزد.

 

این دل بی تاب را بگو که فاطمه هست ، نمرده است.

 

ای جلوه خدا ! ای یادگار رسول! زیستن ، بی تو چه سخت است.

 

 

ماندن ، بی تو چه دشوار.

 

این مرگ ، مرگ تو نیست. مرگ عالم است . حیات بی تو ، حیات نیست.

 

این مرگ ، نقطه ختمی است بر کتاب جهان.

 

 

زمین با چه دلی ترا در خویش می گیرد و متلاشی نمی شود؟

 

آسمان با چه چشمی به رفتن تو می نگرد که از هم نمی پاشد و فرو نمی ریزد؟

 

 

خدا اگر نبود من چه میکردم با این مصیبت عظمی؟

 

انا لله و انا الیه راجعون.

 

فاطمه جان! عزیز خدا! دردانه رسول! چه بزرگ است

 

 فتنه های جهان و چه عظیم است ابتلاهای خدای منان.

 

پس از ارتحال پیامبر، خدا می داند که دل من، تنها گرم تو بود.

 

اهل زمین و آسمان گواهند که تو پس از پیامبر ، هیچ نخوردی، جز خون دل.

 

 

زهرای من! این تازه ابتدای مصیبت  ماست.

 

 

.

 

+نوشته شده در شنبه 27 فروردین1390ساعت17:55 توسطکبوتر حرم|


این جشن ها برای من آقا نمی شود ...


آره زهرا ؛ بد جوری داره بهت حسودیم میشه ...

خوش به حالت ... سال تحویلت کنار مردان پاک و زنده ی خدا عجب صفایی داره ...




ما هم اینجا داریم دم مرده های متوهم و دل خوش به زر و زار دنیا رو می بینیم...


سلام پر از درد و سرد و بی رمق من رو هم به شهدا برسون ...

بزار بدونن مقبره های ما اینجا چقدر بی روح و کثیف و خسته کننده ست ...

شاید فکری به حالمون بکنن...





آسمان غرق خیال است

کجایی آقا ؟

آخرین روز سال است

کجایی آقا ؟

یک نفس عاشق اگر بود زمین، می فهمید

عاشقی بی تو محال است

کجایی آقا ؟







ارباب جان نپسند که نود هم تموم بشه و ما همچنان پشت ابر های تاریک غیبت باشیم ...

ادعای عاشقی ندارم...

بی تاب از زهر هجرت نیستم ...

همه اسم سرباز رو گذاشتن روم ولی بهتر از هر کس می دونم لایق نیستم ...

اما نیمچه عقلی که دارم بس است تا بفهمم

این زندگی بی ارباب زندگی نیست ...

خسران است ...

تباهی است ...

فقط دارم بهش عادت می کنم ...


+نوشته شده در شنبه 28 اسفند1389ساعت20:16 توسطکبوتر حرم|


دلتنگ امام رضا

یا شمس الشموس ...
 
 
دلم رولایق حرمت کن...
 
 
 
 
 
فاخلع نعلیک...

حالاواردصحن جامع رضوی شدیم...
 
 
 
 
 
 

گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،
از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده ام تا به  ولایت برسم،
گفتی انا من شروطها گفتم چشم

 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

آقاجون می گن دل به دل راه داره...

میگن تا اربابت یادت نکنه محاله بتونی یادش کنی...

آقاجون نکنه اصلا این یاد کردنای ما رو قبول نداری؟؟؟

یا نکنه میگی سلام گرگ بی طمع نیست؟؟؟

نمی دونم ... نمی دونم ... نمی دونم ...

فقط انقدر می دونم که اگه تموم عالم و آدمم بگن آقات محلت نمی زاره قسم حضرت عباس می خورم که مردم هیچی از عالم بین ارباب کریم و گدای خوشبخت نمی دونن...

ما که مثل دیگرون ندید بدید نیستیم ...

ما کبوترتیم...

اما مهربون امامم ، دلم به عشق حرم با صفات تنگ که چه عرض کنم، نا پدید شده...

آقاجون از چی بگم ؟؟؟

از دل تنگم بگم ؟؟؟

یا از اشک های شبانه و از ظل زدن های به عکس حرمت  ؟؟؟

از چی بگم که ندونی ؟؟؟

خواستم خودم بیام ولی نشد ...

خواستم با بچه ها بیام بازم نشد ...

خواستیم با خانواده بیایم ، بازم ...

دلم خوش بود هر جا که قسمت نمیشه برم، یه امام رضا دارم که حرمش قد تموم دنیا آرومم میکنه ...

آقاجون به خدا خیلی دلم برات تنگ شده ...

راستش دیگه روم نمیشه به دوستام که میگن چی شد؟؟ بگم بازم آفا نطلبید ...

آقاجون دلم بر اذن دخول خوندن ... بر در باب الجواد وایستادن و قسم خوردن ...

دلم بر اشک ریختن و تشکر کردن ...

بر التماس شب آخر که کبوتر بی آب و دونه می میره ...

دلم حتی برای دونه دونه ی کاشی های صحنت تنگ شده ...

 

 

در حريمت 

آهويم 

من دست وپا گم كرده ام 

ديده ودل 

هردو در صحن رضا گم كرده ام 

اشكباران است 

روي گونه هاي خسته ام 

خويش را 

در لابلاي 

اشكها گم كرده ام 

اي پناه بي پناهان 

اي 

اميد بي كسان 

عشق را 

در گوشه ايوان طلا  گم كرده ام 

اين منم 

مهمانتان 

اي سوره مهر واميد 

ديده ودل 

هردو 

در صحن رضا گم كرده ام 

+نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند1389ساعت1:24 توسطکبوتر حرم|


تصاویری از غذا خوردن وهابی ها !!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 به خدا قسم این وهابی های کوردل که اسم اسلام محمدی رو به یدک میکشند از نجس ترین حیوانات هم نجس ترند.

لعنت خدا به احمق هایی مثل شما 

مگر در اسلام اسراف حرام نیست پس چرا شمایی که ادعای اسلام و مسلمانی دارید و ما شیعه هارو کافر میدونین اسراف می کنید؟.چرا به قرآن عمل نمی کنید؟

 ((کلوا و اشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین)) اعراف ٣١

از نعمت های الهی بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست ندارد.

و بدانید نابود می شوید همانا که وعده داده شده است و مسرفانی مانند فرعون نابود شدند....

((و اهلکنا المسرفین))انبیا ٩

اسراف کنندگان را هلاک کردیم.


 

+نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند1389ساعت17:28 توسطکبوتر حرم|


شیعیان عیـــــــدتان مبارک ...

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

در  شـــــام  ولادت دو  قــطب عالم / تبریک به  صــاحب الزمان (عج) باید گفت

 

سلام بر آقا و سید مان حضرت حجت ابن الحسن عسگری (عج الله تعالی فرجه الشریف)

اماما فرخنده عید ولادت رئیس مکتب (صلی الله علیه وآله و سلم) و رئیس تشیع (علیه السلام) بر محضر گرانقدرتان مبارک.

(آقاجون معمولا در اعیاد کودکان و زیردستان از آقا و سرپرستشون عیدی می گیرن...ما نوکر و ارباب تویی مهدی جان...مددی یا مولا...)

+نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند1389ساعت15:18 توسطکبوتر حرم|


جنگ ساندیس و کوکاکولاست ...

 

تو پشیمان می‌شوی
و گریه خواهی کرد
روزی که دیر شده ست
به می‌ر... افهم هم نخواهم گفت
که دیر شده ست برایش...
افهم! یا شیخ افهم...

نه مصریان به خانه باز نمی‌گردند
که خانه تمامی آنان میدان التحریر است
بمبی به نام فیس بوک گذاشتند
خنثی شد
بمبی به نام تویتر
ترکید
بمبی به نام تو و می‌ر
بمبی به نام ۲۵ بهمن
ترکیدید
در سطل آشغال!
حالا دنبال بمب‌های دیگرند
اما دوستان محمد عبده
و جمال عبدالناصر
و خالد اسلامبولی
نیاز به فیس بوک ندارند
و مصر
بدون اینترنت هم اموراتش را می‌گذراند
و بی‌نیاز به شیخ فضول و میر ذلول
همچنان که غزه و لبنان
با آن شعار مبارک پسندتان تا حال
ایستاد
و حالشان را گرفت
و مصر
هیچ نیازی به شیخ فتنه گر ندارد
خلاف رای شما
مصر به انقلاب ایران افتخار کرد
آقای سید ابراهام السلطنه
آقای اسرائیل زاده
آقای مهملباف
صدای مرا دارید؟
و از شجاعت ایران تعریف کرد
حتی گفت امام خامنه‌ای
اما نگفت خرت به چند شیخ بیسوات
دیدی
خلاف رای شما
نصرالله تنها با یک سخنرانی
اشک سعد حریری را درآورد
و سارکوزی و شما را
سرجایش نشاند.
حالا در مصر
تن‌ها باید لانه خرس و زنبور اشغال شود
وگرنه دستگاه‌های جاسوسی
کارشان را می‌کنند
باید مواظب سفیر انگلستان باشند
در تمام جهان
مواظب بی‌بی سی
وگرنه سی سال عقب می‌افتند
اگرچه مصر فهیم
مصر بزرگ
تمام این چیز‌ها را می‌داند




«من تیغ رویارو زنم...»
شما هیچ غلطی نمی‌توانید کرد
نه با هزار نفر
نه با صد هزار نفر
نه حتی با یک میلیون نفر
که ما شصت میلیون نفریم
و از لجتان ساندیس‌های ایرانی می‌خریم و می‌خوریم
اما به پپسی کولا رای نخواهیم داد
و هیچ نیازی به مک دونالد و کی اف سی نداریم
و هیچ نیازی به بی‌بی سی و صدای امریکا
شما شب را در استودیوی بی‌بی سی بخوابید
و صبحانه‌تان را در استودیوی صدای امریکا بخورید
شما برای خنده ما خوبید


 

گیرم که برلوسکنی فاحشه‌هایش را فرستاد
محملباف دوستان بازیگر امریکایی‌اش را
نوری‌زاده خواهران اسرائیلی‌اش را
گیرم که به نفع شیخ کروبی
خانوم هیلاری لشکر کشید
گیرم که با دروغ
طفلان معصوم را به خیابان کشیدید
باز هم شما کمترید

نه مولای ما به شما باج خواهد داد
نه ما
حسین (ع) با یک جبهه جنگید
علی (ع) با دو جبهه
مولای ما با چهار جبهه می‌جنگد
اما باکی نیست
من دیده‌ام پسران رهبر را
یک لاقبا و ساده
در میان همین مردم

و دیده‌ام بچه‌های فتنه گران را
سوار اسب و یله در انگلستان و دوبی
و دیده‌ام کدام شیخ
از شهرام خان پول گرفت
و دختر کدام شیخ
مربی اسکی و اسب داشت
و در محله لیان شانپو رای می‌خریدند
من تمام این‌ها را دیده‌ام
و فرش کهنه و ساده خانه آقا گواه است
و شام‌های ساده آقا را دیده بودم
در کرمان
من دیده‌ام کدامتان راست می‌گویید...
**
امشب ولنتاین نازنازی هاست
بادا بادا مبارک بادا
آن روز هم عاشورا بود
و والانتیان شیخ و تو بود
شیخ و گوگوش
می‌ر و سروش
والانتین است
شیمون پرز و نوری‌زاده
خانوم هیلاری و فائزه
مریم قجر با آن یکی شیخ فتنه گر
والانتین است و همه دست بزنند

جنگ ساندیس و کوکاکولاست
لطفا دست بزنید
باشد شما با شمشیر‌ها و سلاح‌های عجیب غریب هالیوود بیایید
ما با همین نی ساندیس می‌آییم
و با همین بچه‌های بسیجی
و با موتورهای دو ترک و سه ترک ساخت وطن
و با همین پیرزنان و پیرمردانی که هر سپیده شما را نفرین می‌کنند

افهم یا شیخ مهدی دیروز
افهم یا شیخ مینی جوب‌ها و گوگوش‌ها
یا شیخ گوگوش و داریوش
تو پشیمان می‌شوی
و گریه خواهی کرد
روزی که دیر شده ست
به میر افهم هم نخواهم گفت
که دیر شده ست برایش...

شعر از علیرضا قزوه

+نوشته شده در جمعه 29 بهمن1389ساعت19:14 توسطکبوتر حرم|


شاید آدم بودنمان یادمان رفته !

 

آنقدر با گناه و دنیا انس گرفته ایم که یادمان رفته خدا که بود اماش که بود ؟!

یادم رفته و یادمان رفته  که ما بال داریم و جوجه ی عقابیم که در منزلگاه پست با مرغ و خروس بزرگ شده ایم و که آنها بال پرواز ندارند و  ما هم یادمان رفته و نمی دانیم که عقابیم و جایگاه ما در مراتب عالی آسمان هاست نه زمین پست با مرغ و خروس ها !

اگر  از این پایین هم عقابی با عظمت در آسمان ببینیم  حسرت عقاب بودن در آسمان بودن می کنیم و نمی دانیم خودمان عقابیم . به دان مرغ و خروس خو گرفتیم که هرزگاهی از آب گل آلود آب می خوریم و از شکار لذیذ عقاب بی خبریم .

شاید آدم بودنمان یادمان رفته شاید شده ایم گرفتار دنیا که هر چقدر به سمت آن می رویم نمی رسیم و هر چقدر روی زمین گرد می دویم باز بعد از مدت ها جای قبلی برگشته ایم ! شاید ندانیم که عقاب هر چه از زمین دورتر می شود منزلتش بیشتر و با غرور تر و هر روز در آسمان عالم چرخی می زند و حالی !


حال ما عقابان مرغ صفت آنقدر در زمین پست می چرخیم و چیزی نداریم . شاید باید به بلندی رویم و بال ها باز کنیم و جرآت پریدن پیدا کنیم و پرواز کنیم و آنچه در آسمان است روزی ما شود .


انسان مرغ باغ ملکوت است و یادمان رفته ...

شاید یادمان رفته که جایگاه روح در آسمان های عالم است نه این زمین خاکی ...

 اگر به دنبال دنیا باشیم مانند همان عقاب مرغ صفتیم که به چیز های بی ارزش رو زمین خاکی دل بسته ایم و هر چقدر به سمت و سوی دنیا می رویم به خواسته های نفس پاسخ می دهیم .

زمین گرد است اگر همان مسیر به صورت مستقیم طی شود بعد از مدت ها در همان جای اول خواهی بود ولی آسمان که جای و منزلت انسان است تمامی ندارد  و پایانی ندارد کجا در کدامین مقاله ی علمی خوانده اید که فضای خارج زمین پایان دارد و آسمان پایانی ندارد و نهایتا بال ها را بگشایید و دل از این زمین پست بکنیم و به سمت بالا پرواز کنیم و به سوی خدا .

 

 

  

نقل قول از یک نویسنده :
چند روز پیش که اتفاقاتی برام افتاد قصد کردم مرغ عشق رو آزاد کنم . با خودم گفتم حتما می پره میره در قفس رو باز کردم آروم آروم اومد بیرون و آسمون رو یه نگاهی کرد و بعدش هم برگشت توی قفسش .
برداشت نویسنده :
چون مرغ عشقم تو قفس به دنیا اومده بود فکر می کرد خونش همون قفسه و تمام هست ونیستش همونه و منم روزی رسونشم (خدا) . اسمون به این بزرگی و آزادی  رو که دید اونقدر دلبستگی به این قفس تنگ و کوچیک داشت که به قفس برگشت. شاید نه می دونست که بال پرواز داره و نه می دونست که می تونه پرواز کنه و به همه جا بره و و آزاد باشه نه می دونست که یه مرغ عشقه !

من رهایی را فقط در «خود خرابی» دیده ام
دست معماری نمیخواهم که تعمیرم کند


خدایا پس کی می خوام اصلاح بشم پس کی می خوام به خودم بیام ؟

کی می خوام خدایی بشم جوونیم داره میره و زمان می گذره کی می خوام یوسف زهرا رو ببینم کی می خوام با خدا باشم ؟

تا به کی می خوام دلمو خوش کنم به به چندتا صفحه ی سایت اینترنتی تا به کی می خوام به قیافم به تیپم به مدرک تحصیلی به وضع اقتصادیم و مقام پدرم و... 

 آخه چقدر باید بدو ام تا به نفسم جواب بدم ؟

خدایا از این زمین خسته شدم .تو باتلاق گناه هر لحظه بیشتر فرو میرم ...

خدایا خودت دستمو بگیر و بکش بیرون هلاک شدم به داد این بنده ی گناهکارت برس ...

چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم
گه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندم
به کدامین بازار  به چند خرندم

+نوشته شده در جمعه 29 بهمن1389ساعت16:4 توسطکبوتر حرم|


آغاز امامت مولامون مبارک!

امام مهدي(عج) ميفرمايند:

لو أنّ أشياعنا وَفّقَهُمُ اللهُ لِطاعته علي إجتماعٍ من القلوب في الوفاء بِالعَهدِ عليهم لَمَا تأخَّرَ عليهم اليُمْنُ بِلقاءنا 

    و لَتَعَجَّّلَتْ لهم السَعادةُ بِمُشاهِدَتِنا


اگر شيعيان ما كه خداوند آنها را به طاعت وبندگي خويش مؤفق بدارد ،در وفاي به عهد و پيمان

الهي ،اتّحاد و اتفاق  مي داشتند و عهد وپيمان را محترم مي شمردند ،سعادت ديدار ما از آنان به

تأخير نمي افتاد.

احتجاج طبرسي،ج2،ص499

 

 

سلام آقاجون

سالروز امامتتون مبارک

از سال ها و دردهای ولایت در عالم غیبت چه خبر؟

ما که اینجا هر ساله جشن می گیریم و هر از گاهی یادتون هم می کنیکم



+نوشته شده در یکشنبه 24 بهمن1389ساعت22:53 توسطکبوتر حرم|


آدینه های انتظار

از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم...
از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم...
رها کن صحبت یعقوب و دوری و غم و فرزند...
من از گرداندن یوسف ، سر بازار، می ترسم...
همه گویند این جمعه بیا ، اما درنگی کن...
از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم..
اشتیاق کوفیان و دعوت یار بر سر نیزه...
من از آمین مردم در تعجیل حضور یار می ترسم .
..

 


 

+نوشته شده در شنبه 23 بهمن1389ساعت16:52 توسطکبوتر حرم|


نوشته هاي پيشين
هفته سوم مهر 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته چهارم اسفند 1389
هفته سوم اسفند 1389
هفته اوّل اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389

آرشيو موضوعي
شیعیان عیـــــــدتان مبارک ...
تصاویری از غذا خوردن وهابی ها !!
جنگ ساندیس و کوکاکولاست ...
شاید آدم بودنمان یادمان رفته !
آدینه های انتظار
آغاز امامت مولامون مبارک!


کفش های تو کفشداری حرم
کبوتر بی نشان
نوک مگسک
زاهدان قطعه اصحاب الشهدا
خط مقدم
یاسهای کن
شمیم زهرا

::طراح قالب ::

پیوند روزانه
آرشيو لينكدوني

طراح قالب

طراح قالب

پشتيباني
www.Blogfa.com